از همه رنگ صادقانه.....

 

وقت توی پیاده رو قدم  زنی

گاهی زیر پات صدای خرد شدن

یه برگ پاییزی رو می شنوی

اما تو ساده و بی تفاوت از کنار اون رد می شی.

شده تا حالا به عاقبت اون برگ فکر کنی؟

شده پیش خودت بگی تکلیف این برگ زرد که زیر پای روزگار له شد چیه؟

طبیعت با ما حرف می زنه فقط

باید شنوا باشیم باید کمی بیشتر چشم هامون رو باز کنیم تا ببینیم.

باید ببینیم آخر مسیر این برگ لگد مال شده چی می شه؟

این برگ به زمین می افته و خرد می شه اما...

دوباره جذب خاک می شه

و به ریشه می رسه

و باعث قوت خاک می شه

وآغازی می شه برای یک شکوفایی دیگه.

تو هم مثل برگ باش هیچ وقت از میدون به در نشو،

حتی وقتی کاملَا" نا امید و خسته شدی

تو هم مثل برگ برو به سمت ریشه،به سمت خدا

و بدون که هیچ چیز در این دنیا بیهوده نیست حتی شکستن تو! 

شاید این شکستن انگیزَ? یک شروع تازه برای تو باشه

شاید هم یک هشدار باشه که از یه مسیر دیگه بری

تا زودتر به مقصد برسی

هیچ چیز در این دنیا بی دلیل نیست،

به دنبال کشف راز و رمزها باش.

 


+نوشته شده در جمعه 89/12/27ساعت 3:28 عصرتوسط niloo | | نظر